خرید بک لینک

دخترک در حالی که کتابی در دست داشت و پشت پنجره نشسته بود، چشمش به درخت جلوی پنجره افتاد.

نگاهی به کتاب کرد و نگاهی به درخت؛ سپس گفت: ای درخت زیبا! تو را به اندازه تمام کتاب های دنیا دوست دارم.

برچسب: درخت,درخت سرو,درخت چنار,درخت افرا,درخت صنوبر,درخت گلابی,درخت انار,درخت زندگی,درخت انبه,درخت بلوط, نویسنده: کیان شمس تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 3:30

مولای من! می دانم که مدتهاست لبهای مبارکت لبخند را به خود ندیده اند؛ حق داری آقا جان! در این دوران پر از ظلم و خفقان، در شرایطی که بسیاری از مردم برای رسیدن به وضعیت مطلوب، حتی از دین خود نیز می گدرند، حق داری که لبخندی بر لب نیاوری. می دانم دلتان پر درد است و پر غصه، ولی آقای من! ما بعد از خدا امیدمان به شماست. لبخندتان را نثار ما کنید، لبخندی بزنید تا انوار آن بر بدنهای سرد ما، گرما ببخشد. دست پر محبت خود را بر سر ما بکشید تا دلگرممان کند. می دانم ما هم خیلی وقت ها به دردها و غصه هایتان افزوده ایم ولی چه کنیم؟ دلمان را به پدری بزرگ چون شما خوش کرده ایم که هم

برچسب: لبخند,لبخند بزن,لبخند زندگی,لبخند تو,لبخند زیبا,لبخند مونالیزا,لبخند خدا,لبخند بدیعی,لبخند رخساره,لبخند بزن به زندگی, نویسنده: کیان شمس تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 3:30

در تاریخ چهارم فروردین 1394 همراه با فرزندم از مجموعه موزه آستان قدس رضوی بازدید کردیم. در این بازدید از مجموعه های مختلف موزه دیدن نمودیم. آستان قدس رضوی یکی از بزرگترین مجموعه های موزه ایی در ایران است که اشیاء تاریخی موجود در آن نشان دهنده انواع هنرها و صنایع دستی در طی ده قرن می باشد. آثار تاریخی ساخته شده یا وقف شده برای حرم مطهر، پس از استفاده طی سده های گذشته در خزانه نگهداری می شود. دفتر یادداشت مراجعان نشان می دهد که این مجموعه از سال 1316 تا 1321 بسیار مورد بازدید مقامات و مفاخر ایرانی و خارجی قرار گرفته است. این مجموعه شامل سه موزه مختلف است: 1- موزه

برچسب: بازدید از موزه جواهرات ملی,بازدید از موزه ایران باستان,بازدید از موزه,بازدید از موزه ها,بازدید از موزه دفاع مقدس,بازدید از موزه مجلس,بازدید از موزه عبرت,بازدید از موزه ملی ایران,بازدید از موزه لوور,بازدید از موزه سینما, نویسنده: کیان شمس تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 3:30

از دل سنگ و خاک برخاسته و سر برآورده، از هیچ، از قدری خاک و آب سرشته شده، قد کشیده و عاشق شده، عاشق نور، تمام دلخوشی اش آفتاب است. همه گلها عاشقند اما آفتابگردان عاشق ترین است. وقتی باغبان بذرش را می کاشت مطمئن بود که او خورشید را پیدا می کند، رو به نور می چرخد و با تیرگی و سیاهی و خاک نسبتی ندارد و هیچ وقت چیزی را با خورشید اشتباه نمی گیرد. شب که خورشید پنهان از نظر است، این همه خورشید یخی پشت کوههای بلند، پشت ابرهای سیاه، به کارش نمی آیند، پریشان حال است آفتابگردان و نگاهش رو به غروب جا مانده، آنجا که آخرین آثار طلائی خورشید پا برجاست. گل آفتابگردان، حت

برچسب: نویسنده: کیان شمس تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 3:30

دخترکم چشمانت را ببند و با آرامش بخواب. صفحه اول کتاب را باز کردم: پینه دوز مهربون مریض شد و پول نداشت؛ بنده خدا داشت میمرد... نه دخترم اشتباه شد، یه داستان دیگه: قورباغه بیچاره، هول شد و سُر خورده بود........افتاده با سَر تو چاه، خیلی سریع مرده بود نه!!! صفحه بعد: لغزیده پای مورچه، یه شیرجه زد توی جوب......نزدیک بوده طفلکی سکته کنه بمیره اصلا صفحه بعد؛ قصه آقا سگه هست که دوست داری: حق داری استخونی ..... واق واق بکن بمیری نه دخترک قشنگم، گاهی کتاب لازم نیست. من که به سن تو بودم مادرم برایم می خواند: جوجه جوجه طلائی ... نوکت سرخ و حنائی تخم خود را شکستی ... چگونه بیر

برچسب: داستان,داستان کوتاه,داستان عاشقانه,داستان های کوتاه,داستان فیلم فروشنده,داستان به انگلیسی,داستان های عاشقانه,داستان خیانت,داستان بد,داستان کوتاه عاشقانه, نویسنده: کیان شمس تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 3:29

زمستان 88 بود، هوا سرد بود و برای گرم شدن نیاز به پوشش بیشتر بود، اما هر چه لباسها را بیشتر می کردم، فقط جسمم از سرما رها می شد و با دیدن بدن مادرم به روی تخت، وجودم همچنان سر و یخ بود. یک ماهی بود که از وجود توده بزرگی در قسمت مثانه با خبر شده بودیم که دیگر روده و رحم را نیز به شدت درگیر کرده بود. بیست و چند سال بیشتر نداشتم و تحمل شنیدن جوابهای ناامید کننده دکترها برایم سخت بود. یکی می گفت: کاری نمی شود کرد. دیگری می گفت: باید اعضای خانواده امضا دهند تا عمل کنیم؛ و دیگری می گفت: با عمل اذیتش نکنید. ولی هیچکدام نمی دانستند او که در موردش اینگونه صحبت می کنند،

برچسب: شفای مادر,شفای مادرم,شفای مادر مریض,شفای مادربزرگ,شفای مادرزن پطرس,دعای شفای مادر,شعر شفای مادر,متن شفای مادر,شفای کور مادر زاد,دعا برای شفای مادر, نویسنده: کیان شمس تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 3:29

آقای من! دلم چون آسمانی ابری و طوفانی گرفته و پرتلاطم است.گرفته است؛ چون حضورت را با ظهورت یکی میدانم که اگر چنین نبود، در محفل گناه حاضر نمیشدم چرا که میدانستم در همه جا حضور داری و گناهانم، ظهورت را به تأخیر می اندازد.افسوس! صد افسوس که غیبتت را با غیبت و گناه، طولانی تر کردم.شرمنده ام که در زبان؛ برای آمدنت دعا میکنم ولی در عمل؛ نیامدنت را رقم می زنم.آقای من! در ظاهر، منتظرت هستم و بی تاب ولی در باطن، تشویش و اضطراری از نبودت احساس نمیکنم.پدر مهربانم! با تمام روسیاهی و بدی هایم، دوستت دارم و تنها پناهگاه امن زمان میدانمت.وقتی داستان یوسف نبی را میخوان

برچسب: آقای من هلالی,آقای من دنیای من,آقای من تولدت مبارک,آقای من به انگلیسی,آقای من حامد زمانی,آقای من کجایی,آقای من مولای من حامد زمانی,آقای من دنیای من دانلود,آقای من,آقای منتظری, نویسنده: کیان شمس تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 3:29

در حیرتم که با زبان با تو چه می گویم که در دل، مخالف آنم.در حیرتم که به ظاهر دنبال تو میگردم ولی در باطن، گمشده های مادی و بی ارزشی دارم.در حیرتم که مهر منتظر به خود زده ام ولی در جستجوی یار غائب نیستم.در حیرتم که اسم خود را شیعه گذاشته ام ولی در عمل و رفتار حتی محب هم نیستم.در حیرتم که شب و روزم بدون تو میگذرد و من زنده ام.در حیرتم که امام مهربانی چون تو دارم ولی نبودنش آزارم نمی دهد و برای وصالش کاری نمیکنم.و هنوز در حیرتم .....

برچسب: حیرت انگیز,حیرت,حیرتان,حیرت نامه,حیرت انگیز معلومات,حیرت انگیز واقعات,حیرت آور,حیرت در عرفان,حیرت فارس,حیرت نامه ایلچی, نویسنده: کیان شمس تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 3:29


یادت هست که وقتی از ظلم و ستم یزیدیان به امام حسین(علیه السلام) شنیدی؛ آهی کشیدی و از ته دل گفتی خدا لعنت کند آنها را.

اینک دنیا پر شده از ظلم وستم به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ و من نگران از اینکه جزء لعن شدگان باشم.

برچسب: نگرانی های بی مورد,نگرانی,نگرانی و اضطراب,نگرانی از آینده,نگرانی های دوران بارداری,نگرانی عاشقانه,نگرانی های من,نگرانی چیست,نگرانی من مرتضی پاشایی,نگرانی از سلامت جنین, نویسنده: کیان شمس تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 3:28

صفحه بندی